خرید بک لینک
پدر بزرگ فرد منظم و آراسته ای بود. راس ساعتی مشخص بیدار میشد، راس ساعتی مشخص ناهار میخورد، راس ساعتی مشخص ورزش میکرد و راس ساعتی مشخص به گل ها و درختان حیاطش رسیدگی مینمود. برای تمام ساعات روزش برنامه داشت و از هر مسئله ای که کوچکترین خدشه ای بر برنامه ی زندگی اش وارد کند بیزار بود. مهم ترین جای خا

برچسب: نویسنده: آریا سلیمانی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 18:54

« [الهی!] به درستى که تو فرمودى، و گفته ات حق است که: فساد در خشکى و دریا، در اثر اعمال مردم نمایان شد، الهی! ولیّت، و فرزند دختر پیامبرت که به نام رسولت نامیده شده، براى ما آشکار کن » دعای عهد نامه ای به امام زمان (عج) مهیار حریری نشریه ی وارثین، ویژه نامه ی برهان

برچسب: نویسنده: آریا سلیمانی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 18:54

پیشتر کتاب "از دو که حرف میزنم از چه حرف میزنم" اثر هاروکی موراکامی را خوانده بودم اما در آن زمان اوضاع و احوالم برای گیرایی فحوایش مهیا نبود و چندان رسوخی در روال زندگی کرختم نداشت و بعدا هم کما بیش در گوشه ی کتابخانه فراموش شده بود. از قضا روز گذشته با تاکید و پافشاری پدرم ناگزیر شدم تا همراهش ب

برچسب: نویسنده: آریا سلیمانی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 18:54

ولنگار و بی واهمه بر دهانه ی آتشفشانی که تازیانه اش تاول های کریه بر تنم میکوبد قدم میزنم. اگر پایم در هرج و مرج تندباد و سرگیجه بلغزد، غرقاب در مذاب فنا خواهم شد. زمین در پی پالودن خویش از من است ولی بی حذر، با پوزخندی بر لب، کرشمه کنان، قدم میزنم...

برچسب: نویسنده: آریا سلیمانی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 18:54

Mr. Lawyer - دارالمجانین دارالمجانین در معرض بهارجنون به سرم زدو دلم روشن شدزیر دوش حمام چتر گشودم،در بزن و بکوب پارتی های شبانه کاسه ی نذری پراکندم،شقایق را در تعارفی بی مسما / دعوت به نرستن کردمو بی آنکه آیت الکرسی را به صورتم بدمیبه خطر زدم !حالا در این دیو آبادمرفین جیغ های سحرخیز را سر ب

برچسب: نویسنده: آریا سلیمانی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 18:54

محاسن چو مردان نداری به دست نه مردی بود پیش مردان نشست / سعدی تقریبا هشت سالی میشه که پوست سرم، ابرو هام، گوش هام و بعد از اینکه به جرگه ی ریش داران اضافه شدم ریشم خارش داره ! بطوری که گاهی انقدر بهشون چنگ میزنم که زخم میشن. قبلا به پزشک عمومی که اطلاعاتی در مورد بیماری های پوست و مو داشت مراج

برچسب: نویسنده: آریا سلیمانی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 18:54

مرا دردیست اندر دل که گر گویم زبان سوزدوگر پنهان کنم ترسم که مغز استخوان سوزد / سعدیآتشین نوید ها، آتشین امید ها، همان شراره های عریان که زمانی حیرانشان بودم اینک حجاب خاکستر پوشیدند. هر آنچه در آبادی خیالم بنا کرده بودم بر سرم ویران شد و هرآنچه بر قامت آرزو بافته بودم رشته گشت. دیگر بی هیچ چشمداشت

برچسب: نویسنده: آریا سلیمانی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 18:54

صفحه بندی