برچسب:
نویسنده: آریا سلیمانی
برچسب:
نویسنده: آریا سلیمانی
برچسب:
نویسنده: آریا سلیمانی
ولنگار و بی واهمه بر دهانه ی آتشفشانی که تازیانه اش تاول های کریه بر تنم میکوبد قدم میزنم. اگر پایم در هرج و مرج تندباد و سرگیجه بلغزد، غرقاب در مذاب فنا خواهم شد. زمین در پی پالودن خویش از من است ولی بی حذر، با پوزخندی بر لب، کرشمه کنان، قدم میزنم...
برچسب:
نویسنده: آریا سلیمانی
برچسب:
نویسنده: آریا سلیمانی
برچسب:
نویسنده: آریا سلیمانی
برچسب:
نویسنده: آریا سلیمانی